بگو نه
شنبه 04/12/16
دوازده هزار کوفی به حسین بن علی علیه السلام نامه «فدایت شوم» نوشتند اما از آن جمع حتی یک نفر هم نتوانست به ابن زیاد بگوید: بالای چشمت ابروست؛ چون شهادتین واقعی نه از أشهدها، که از الّاها شروع میشود. چون همیشه قول و قرار گذاشتن ساده تر از ایستادگی در برابر تهدیدها و تطمیع هاست.
در منطق کتاب خدا بزرگترین نبرد آدم های با ایمان، نه از شمشیر زدن در میدان، که از همین نه گفتن های کوچک و بزرگ شروع می شود؛ نه گفتن هایی برخواسته از قرآن، شبیه نه ای که عباس بن علی علیه السلام به امان نامه ابن سعد گفت و شبیه نه هایی که ما در همه این سال ها به زورگویی های آمریکا و اسرائیل گفته ایم.
زندگی با آیه ها، ص ۳۶۵
کج می شود ولی خراب نه
پنجشنبه 04/12/14
پس از فشارهایی که در جنگ جهانی اول اوضاع کشورمان را بسیار متشنج کرده بود و دشمنان برای تصاحب ایران هجوم آورده بودند، مرحوم میرزای نائینی (از علمای بزرگ شیعه) شکایات زیادی به امام زمان کردند. آقای نائینی می گوید:
خیلی نالیدم و به امام زمان شکایت کردم، یک روز برایم مکاشفه ای شد و حضرت را دیدم که ایستاده اند و به من با انگشت اشاره کردند که دیوار بسیار بلندی که کج شده بود را ببینم. بعد دیدم انگشت حضرت به طرف دیوار است و فرمودند:
این دیوار، ایران است، کج می شود اما با انگشتمان نگهش داشته ایم نمی گذاریم خراب شود. اینجا «شیعه خانه ی ماست»، کج می شود اما نمی گذاریم خراب شود.
کتاب مجالس حضرت مهدی؛ ص۲۶۱
مسيو ماربين فيلسوف و خاورشناس آلماني می گوید:
شنبه 04/05/18
مسيو ماربين فيلسوف و خاورشناس آلماني در كتاب سياست اسلامي مي نويسد: «بي اطلاعي بعضي از تاريخ نويسان ما موجب شده كه عزاداري شيعه را به جنون و ديوانگي نسبت دهند ولي اينان گزافه گفته و به شيعه تهمت زده اند. ما در ميان اقوام و ملت ها مردمي مانند شيعه پرشور و زنده نديده ايم، زيرا شيعيان به واسطه برپا كردن عزاداري حسين سياست هاي عاقلانه اي را انجام داده و نهضت هاي مذهبي ثمربخشي را به وجود مي آورند. كسي كه سير تكاملي شيعه را بررسي كند و زندگي آناني را كه عزاي حسين را به پا مي كنند در مدت صد سال آخر مورد مطالعه قراردهد مي فهمد كه شيعه به آخرين مرحله تكامل خود رسيده است. صد سال پيش شيعيان و پيروان علي و حسين در هند انگشت شمار و كم بودند، ولي امروز شيعيان هند در مرتبه سوم از نظر مذهبي قرار گرفته اند و هم چنين است در سائر نقاط جهان.بر تاريخ نويسان ما لازم است كه درباره شيعه تحقيق بيشتري كنند و كار آنان را به ديوانگي و جنون نسبت ندهند. من معتقدم كه رمز بقا و پيشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به خاطر شهادت حسين بن علي و آن رويدادهاي غم انگيز مي باشد و يقين دارم كه سياست عاقلانه مسلمانان و اجراي برنامه زندگي ساز آنان به واسطه عزاداري حسين بوده است. مادامي كه اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجود دارد هرگز آنان تن به خواري نمي دهند و تحت اسارت كسي نمي روند… من خودم چند بار در استامبول درمجالس عزادراي حسين شركت كردم و به واسطه مترجم شنيدم كه مي گويند: حسيني كه بر ما طاعتش واجب است، هرگز زير بار ظلم و ستم نرفت و با يزيد جنايتكار سازش نكرد.از خود، خاندان و اموالش گذشت تا شرافت و بلندي حسب و مقام خود را حفظ كند وبه اين واسطه بود كه به نام نيكي رسيد و شهرت بسزايي در دنيا پيدا كرد، به مقام قرب الهي رسيد. و حايز مقام شفاعت در قيامت گشت، ولي دشمنان او در دنيا و آخرت به بدبختي وزيانكاري دچار شدند.من از آن پس فهميدم كه شيعيان در حقيقت از اين راه به همديگر درس جوانمردي و شجاعت مي آموزند و به همديگر مي گويند: اگر شما شيعه هستيد و اصحاب شرف مي باشيد و خواهان سيادت و بزرگي هستيد، پس به زير بار يزيد و يزيديان نرويد،ذلت و خواري قبول نكنيد، بلكه مرگ با عزت را بر زندگي ذلت بار برگزينيد. تا در دنيا وآخرت رستگار باشيد.
فلسفه عزاداري امام حسين عليه السلام، ص 27
شعار یهود
شنبه 03/12/18
هفت مدرک دانشگاهی و تسلط به شش زبان دنیا داشت. یک نابغه بود که در جوانی به یک استاد دانشگاه تمام عیار تبدیل شده بود. یکی از ویژگی های استاد مخالفت با یهودیان صهیونیست بود و دشمن ترین دشمن مسلمانان را یهود صهیونیست دانست.
استاد هر جا سخنرانی می کرد مطالبی در خصوص یهود و اسراییل داشت. این استاد به زبان عبری هم تسلط کامل داشت و کتاب های آنها را ترجمه می کرد. امیر توکل کامبوزیا این دانشمند ناشناخته ایران زمین تفکرات جالبی داشت و می گفت: شعار فرزند کمتر زندگی بهتر شعار یهود است. لذا خودش صاحب 28 فرزند شد ۱۴ پسر و ۱۴ دختر که تمامی آنها اهل علم و تاثیرگذار در جامعه هستند. دو پسر او بعدها به شهادت رسیدند و ۵ نفر آزاده و جانباز هستند.
استاد در سال ۱۳۵۳ کتاب کامل در خصوص یهود در ۹۵۰ صفحه نگارش کرد و نام آن را صهیونیست بین الملل گذاشت. قبل از چاپ کتاب از طرف اداره فرهنگ زمان پهلوی به سراغش آمدند تا کتاب را ببینند. جلسه تا پاسی از شب ادامه یافت. با رفتن ماموریت خانواده با پیکر بی جان استاد کامبوزیا مواجه شدند. او مسموم شده بود و به شهادت رسید و کتاب دست نویس استاد مفقود شد. پیکر او در کتابخانه اش در زاهدان به خاک سپرده شد.
بعد از انقلاب فرزندان استاد پیگیر کتاب پدر شدند. در اسناد ساواک ۳۰۰ صفحه برای استاد کامبوزیا پرونده بود. آنجا نوشته بودند: کتاب استاد به اسرائیل ارسال شد…
سید پا برهنه
پنجشنبه 03/12/16
قبل از انقلاب از جوانان امروزی و خوشتیپ بود، همیشه با دوستان و رفقایش دنبال تفریح و خوشگذرانی بود تا اینکه در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب برادرش به شهادت رسید و او نیز به خودش آمد.
از او پرسیدند چه شد که شهر را رها کردی و دائم در جبههها هستی؟ سید حمید جواب داد: اولین بار که به جبهه آمدم میخواستم سریع برگردم اما متوجه شدم نیروهای دشمن چندین زن جوان ایرانی را به اسارت گرفتهاند… و من دیگر نتوانستم تحمل کنم یعنی غیرت من اجازه نداد برگردم.
سید حمید در جبهه ماند و یکی از نیروهای زبده گروههای جنگهای نامنظم شهید چمران و بعدها نیروی اطلاعات عملیات لشکر ثارالله شد. حاج قاسم به این جوان افتخار میکرد.
یکی از ویژگیهای سید حمید این بود که در تمام جبههها و حتی در گرمترین روزهای سال با پای برهنه راه میرفت. او به سید پا و برهنه مشهور شده بود. میگفت تمام جبهههای ما مقدس است خون شهدای ما در این خاک به زمین ریخته، سید حمید با توکل به خدا و توسل به مادرش حضرت زهرا کارهای بزرگی انجام داد.
شب عملیات خیبر به دوستانش گفته بود که امضای شهادت را از مادرم گرفتم. وقتی کار عملیات با بمباران شیمیایی دشمن سخت شد. حاج همت به سراغ حاج قاسم سلیمانی آمد و گفت یک گروهان نیرو به من بده تا خط را نگه دارم.
حاجی سریع به سید حمید گفت: حاج همت را ببر و یک گروهان نیرو به او تحویل بده. حاجی پشت سید حمید روی موتور نشست و در میان آتش سنگین دشمن حرکت کردند، دقایقی بعد گلوله خمپاره کنار موتور نشست و این دو نفر با هم تا بهشت رضوان الهی پرواز نمودند.
