
شوخی کردن از دیدگاه اسلام
شنبه 97/03/26
اصل شوخی در اسلام مورد قبول است و روح انسان به نشاط نياز دارد. شوخی يکی از راه های تأمين اين نشاط است؛ اما همين روح ،احتياجات ديگری نيز دارد؛ مانند احتياج به حيا و عفت.
دستوراتی هم که در اسلام آمده، نيازهای مختلف روح را تأمين می کند تا انسان به رشد کامل برسد؛ به اين خاطر اسلام برای شوخی حد و مرز و سه محور قرار داده و برای هر سه محور، حکم تعيين کرده است.
🍀محور اول محتوای شوخی
🍀محور دوم هدف از شوخی
🍀محور سوم مخاطب شوخی است.
محتوای شوخی نبايد مشتمل بر مصاديق گناه مثل غيبت، تهمت و امثال آن باشد.
امام باقرعلیه السلام فرمود:
خدای عزوجل آن کس راکه درمیان جمعی شوخی وخوشمزگی کند،دوست دارد درصورتیکه فحشی درمیان نباشد.
الکافی،ج۲،ص۶۶
هدف ازشوخی نيز بايد جنبه ی رشد داشته باشد؛ يعنی بايد به منظور شاد کردن ديگران و رضايت خداوند شوخی کنيم ،نه به قصد آزار و تمسخر و دست انداختن ديگران.
محور سوم که موضوع اصلی ماست، مخاطب شوخی است.
ما با کسانی اجازه شوخی داريم که حريم عفاف در ارتباط با آن ها حفظ شود. مثلا با هم جنس خود يا محارم می توانيم شوخی کنيم. بايد دقت کنيم که تمام خويشاوندان و افرادی که در محل کار و محيط بيرون با آن ها در تماس هستيم، محرم نيستند.

گذشت ماه صیام و رسید عید صیام
پنجشنبه 97/03/24
عطر فطر که در کوچه ها می پیچد خبر از وداع می دهد. خبر از اشک های شیرین آخرین افطار. رمضان بدرقه مان می کند. یک به یک در آغوشمان می گیرد و با تبسمی مهربان یک شاخه گل امید در دلمان می کارد که: ((مبارک باد عید روزه داران))
صبح فردا جشن است.
برای دل های خرم عاشقانی که ((یا ایها الذین آمنو)) را لبیک گفتند و با ادب دل سپردند به جاذبه ((کتب علیکم الصیام)) و اینک طعم خوش ((ان تصوموا خیر لکم)) را در عمق جان هایشان احساس می کنند.
خداحافظ ای ماه مهربانی
خداحافظ شادمانی لحظه افطار
خد حافظ دعای سحر، جوشن کبیر
خداحافظ الهی بعلی
خداحافظ…

کبش الکتيبه
جمعه 97/01/31
لقبى است كه به بالاترين رده فرماندهى سپاه به سبب حسن تدبير و دلاورى كه از خود نشان مى دهد و نيروهاى تحت امر خود را حفظ مى كند، داده مى شود. اين نشان دليرى، به دليل رشادت بى مانند حضرت عباس عليه السّلام در روز عاشورا و حمايت بى دريغ از لشكر امام حسين عليه السّلام بدو داده شده است.
زندگانی ابوالفضل العباس، ص 34.

باب الحوائج
جمعه 97/01/31
بر اثر کثرت بروز کرامات و قضاي حاجات متوسلین به او، به این لقب مشهور گردیده است.
مردم به اين مطلب يقين دارند كه دردمند و نيازمندى قصد حضرت را نمى كند، مگر آنكه خداوند حاجت او را برآورده و درد و اندوهش را برطرف مى سازد و گره مشكلات او را مى گشايد.
حضرت ابوالفضل علیه السلام، نسيمى از رحمتهاى الهى، درِ رحمتى از درهايش و وسيله اى از وسايل اوست و او را نزد خداوند منزلتى والاست. اين موقعيت ، نتيجه جهاد خالصانه در راه خدا و دفاع از آرمانها و اعتقادات اسلامى و پشتيبانى از سالار شهيدان در سخت ترين شرايط است؛ دفاع از ريحانه رسول خدا تا آخرين مرحله و جانبازى در راه اهداف مقدسش.

قمر بني هاشم
جمعه 97/01/31
حضرت عباس با رخسار نيكو و تلألؤ چهره، يكى از آيات كمال و جمال به شمار مى رفت، لذا او را قمر بنى هاشم لقب داده بودند. در حقيقت نه تنها قمر خاندان گرامى علوى بود، بلكه قمرى درخشان در جهان اسلام به شمار مى رفت.
حضرت چون سوار بر اسب میشد پاهایش از کثرت بلند بودن به زمین میرسید.
روشنایی صورت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، هر تاریکی ای را روشن میکرد.
و جمال و هیئت او به اندازهاي بود که هر گاه دست به دست علی اکبر داده و در کوچه هاي مدینه عبور میکردند، زن و مرد کوچه، براي زیارت جمال آن دو جوان از هم سبقت می گرفتند.
خصائص العباسیه، ص 131؛ مقاتل الطالبین، ص 85.