
بخشش به فرزند خلیفه
چهارشنبه 97/01/22
یکی از فرزندان عمربن خطّاب، که در مدینه ساکن بود، هر وقت امام کاظم علیه السلام را می دید، به آن حضرت اهانت می کرد و به امام علی علیه السلام ناسزا می گفت. برخی از یاران ایشان از او خواستند تا اجازه دهد آن فرد را به قتل برسانند. حضرت به شدت مخالفت کرد و نشانی او را جویا شد. یک بار به سراغ او در مزرعه کشاورزی رفت. امام همان گونه که سوار مرکب خود بود، وارد مزرعه آن فرد شد و به طرف وی رفت.
فرزند عمر فریاد کشید: کشاورزی را لگدمال نکن! حضرت اعتنایی نکرد و نزد او رفت و با او به گفت وگو نشست. سپس به او فرمود: چقدر در این زمین خرج کرده ای؟ او گفت: یکصد دینار. حضرت فرمود: چه مقدار انتظار سود داری؟ گفت: علم غیب ندارم. سپس به او فرمود: انتظار داری چه قدر سود ببری؟ گفت: آرزو دارم دویست دینار سود ببرم. امام علیه السلام همیانی بیرون آورد که سیصد دینار در آن بود و به او داد و فرمود: این هم کشاورزی تو بر جای خود. خداوند آنچه را امیدواری، به تو عنایت کند و از زمین بهره مند شوی.
عمر زاده برخاست و سر حضرت را بوسید و درخواست کرد از اشتباه وی درگذرد. امام علیه السلام تبسّمی کرد و برگشت و به مسجد وارد شد. آن فرد نیز به مسجد آمده بود. وقتی چشم او به امام افتاد گفت: خدا بهتر می داند که مسئولیت جامعه را به دوش چه کسی بگذارد.
آن گاه امام به کسی که پیشنهاد قتل او را داده بود، فرمود: این روش بهتر بود یا روش شما؟ [مقاتل الطالبیین، ص 332]

نبوغ در کودکی
سه شنبه 97/01/21
نبوغ امام موسی کاظم علیه السلام در سنین خردسالی همگان را شگفت زده کرده بود؛ به عنوان نمونه وقتی «عیسی شلقان» از حضرت سوالی پرسید، چنان جوابی گرفت که در جایش میخکوب شد. خودش می گوید: «روزی در جایی نشسته بودم، امام کاظم علیه السلام را [که در آن وقت کودک بود] دیدم که بره ای همراه داشت و از کنار من عبور کرد، به او گفتم: ای پسر! می بینی پدرت [امام صادق علیه السلام] چه می کند؟ نخست به ما دستور می دهد «ابو الخطاب» [محمد بن مقلاس اسدی کوفی] را دوست بداریم، سپس دستور می دهد او را لعن کنیم.
فرمود: «خداوند بعضی از انسان ها را برای ایمان آفرید که ایمانشان دائمی است، بعضی دیگر را برای کفر دائمی آفرید. در این میان نیز به برخی ایمان عاریه ای داد که آنان را «معارین» [عاریه داده شدگان] می گویند و هر گاه خدا بخواهد، ایمان را از آن ها بگیرد. «ابو الخطاب» از این گونه است و ایمان عاریه ای به او داده بودند [در آن زمان که ایمان داشت، امام صادق علیه السلام فرمود: او را دوست بدارید و اکنون که مذهب باطلی اختراع کرده، امام فرمود، او را لعنت کنید]، من به حضور امام صادق علیه السلام رفتم و آنچه را که به فرزندش گفته بودم و او جواب داده بود، به عرض حضرت رساندم. امام فرمود: «این پسر [یا این کلام پسرم] از جوشش نبوت است». [اصول کافی: ج 2، ص 418]

از تبار نور
سه شنبه 97/01/21
امام موسی کاظم علیه السلام
پدرش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادرش «حمیده» سلام الله علیها بود. این بانو در مکتب امام صادق علیه السلام به چنان صفای باطنی دست یافت که حضرت درباره اش فرمود:
«حمیدة مصفاة من الادناس کسبیکة الذهب ما زالت الاملاک تحرسها حتی ادیت الی کرامة من الله لی والحجة من بعدی». [اصول کافی، ج 1 ص 477]
حمیده مانند طلای خالص از ناپاکی ها، پاک است. فرشتگان او را همواره نگهداری کردند تا به من رسید، به خاطر کرامتی که خدا نسبت به من و حجت پس از من عنایت فرمود.

شادی ملائک
دوشنبه 96/12/14
روزی بین یک زن مؤمن و یک زن کافر مشاجره ای بر سر دین پیش آمد . این موضوع خدمت حضرت زهرا( سلام الله علیها ) مطرح شد . آن حضرت استدلال زن مؤمن را تأیید و تشریع نمود. در نتیجه او بر رقیب خود پیروز شد و از این پیروزی شادمان گشت . حضرت زهرا( سلام الله علیها ) به آن زن مؤمن فرمود: بدان که شادی فرشتگان به واسطۀ پیروزی توبر او بیش از خوشحالی توست . به جهت پشتیبانی فاطمه از آن زن، هزار هزار درجه در بهشت برین بیش از آنچه برای این زن تعیین شده، برایش منظور دارید و این را ملاکی قرار دهید که هر کس به کمک یاران حق بشتابد و راه پیروزی آنان را هموار سازد، هزار هزار مرتبه بیش از پاداش مقرر به او عطا شود .
——–پی نوشت——–
بحار الانوار، ج2، ص8

عوامل مؤثر در شكل گيرى شخصيت فاطمه عليها السلام
دوشنبه 96/12/14
در شكل گيرى شخصيت يگانه اسوه اى چون فاطمه زهرا علیهاالسلام، همه عوامل تأثيرگذار بر شخصيت ايشان ـ از عامل وراثت گرفته تا عامل محيط و عوامل غيبى ـ دست به دست هم داده اند و پرورش دهنده چنان گل بى نظيرى در گلستان وجود گرديده اند:
اى تو آن گوهر يكتا كه به يكتايى تو
مادر دهر نياورد و نيارَد به شكم
دختر اين گونه به صلب ازليّت ناياب
گوهر اين گونه ندارد ابديّت به رَحِم. [1]
پدر فاطمه، محمد مصطفى (صلى الله عليه وآله) شريف ترين آفريده الهى و مادر او، خديجه بنت خويلد، از پاك ترين و نجيب ترين زنان روزگار و اجداد او جملگى از صالح ترين و پاك ترين انسان هاى روى زمين بوده اند:
بطن در بطن همه بارقه نور ازل
صلب در صلب همه لامعه علم و كَرَم
مام در مام همه صاحب جاه و حشمت
باب در باب همه قبله حاجات اُمَم
پدران تو همه يكّه سواران وجود
مادران تو همه صاحب اِعزاز و حَشَم. [2]
نطفه فاطمه علیهاالسلام در حالى منعقد مى گردد كه والدين او از رهگذر چهل شبانه روز ارتباط خالصانه با خداوند به اوج طهارت روحى دست يافته اند و خميرمايه آن نطفه را با تغذيه از پاك ترين و بهترين ميوه هاى بهشتى تكوين بخشيده اند. [3] از اين روى فاطمه حَوْرَاءُ الْنْسيَّه؛ يعنى حوريه سيرتى به صورت انسان، ناميده مى شد و پيامبر خاتم رايحه بهشت را هماره در وجود او مى جوييد:
انسيّه حورا سبب اصل اقامت
اصلى كه بباليد بدو نخل امامت
نخلى كه ز توليد قدش زاد قيامت
گنجينه عرفان گهر بحر كرامت. [4]
فاطمه علیهاالسلام در محيط خانواده اى سراسر شور، عشق، نشاط، پاكى و صفا پرورش يافته و بعد از وفات مادر، نيكو خلق ترين مربيان، عهده دار تربيت و پرورش او گرديده است.
شخصيت فاطمه علیهاالسلام در كنار پدرى استوار گشته كه كانون همه توجهات و تحولات در روزگار خويش بوده است. فاطمه علیهاالسلام، نيمى از عمر خويش را در كنار همسرى گذرانيده كه پرورش يافته دامان رسول است و ميراث دار خلق و خوى محمدى و بر مجموعه عوامل فوق، عواملى غيبى، چون نزول فرشتگان، الهام هاى غيبى و . . . را نيز بايد افزود.
——–پی نوشت——–
1. آينه ايزدنما: ص 63. شعر از آقابزرگ قمى معروف به ميرزا محمود شاطر (رضوان).
2. اختران ادب: ج 1، ص 81. شعر از حيكم آقا بزرگ قمى.
3. بحارالانوار: ج 16، ص 78. عوالم: ج 16، ص 15.
4. اختران ادب: ج 1، ص 77. شعر از حكيم صفاى اصفهانى.