تله ی شیطان

هرچه می‌شنید تشنه‌تر می‌شد؛ نصیحت‌های امام تازگی خاصی داشت: «شیطان در این دنیای پر فریب، دام‌هایش را پهن کرده، فقط هم دوستان ما را نشانه رفته… هر مسلمانی که ما را می‌شناسد، هر شب و روز باید اعمالش را بررسی کند. باید از خودش حساب بکشد اگر کار خوبی داشت آن را زیاد کند. برای کارهای بدش هم استغفار کند تا روز قیامت رسوا نشود…

مواظب باشید! نکند در دام و تله شیطان بیفتید».

پرسید: دام و تله‌ی شیطان چیست؟

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «دامش این است که نگذارد به برادرانت خوبی کنی. تله‌اش هم، خواب ماندن هنگام نماز واجب». تحف‌العقول، ص ۳۰۱.

از وظایف همیشگی ماست که تک‌تک اعمالمان را با خواست امام زمانمان تطبیق دهیم و برای خطاهایمان استغفار کنیم تا مبادا در روز قیامت سرافکنده باشیم. 

تحلیل استدلال شیطان 

مجازات سنگینِ ابلیس، فقط برای ترکِ سجده بر آدم نبود، اون چیزی که باعث این سقوط ابدی ابلیس شد استدلال و استکبار ابلیس بود. حالا اگر استدلال ابلیس رو تحلیل کنیم سر از كفر عجیبى در میاریم:
خداوند فرمود: «اى ابليس! چه چيز تو را مانع شد كه براى موجودى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده كنى؟ تكبّر كردى يا از بلند مرتبه‌گانى؟!»
ابليس گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش آفريدى و او را از گِل.» _سوره ص، آیه 75 و 76
دقت کنید، شیطان ایمان به خالق بودن خدا داشت و برای خدا سجده می کرد. اما حکمت خدا در دستورات رو قبول نداشت و در مقابل فرمانِ خدا سرپیچی کرد.
تو میگی بر آدم سجده کن، ولی من میگم از آدم بالاترم، پس نباید سجده کنم. در واقع ابلیس با این حرفش به خدا گفت که بعضی از دستورات تو درست نیست و من بهتر میدونم.یعنی انکار حکمت الهی!! 
حواسمون باشه کسی که آگاهانه و از روی عمد گناه میکنه همون راهی رو میره که ابلیس رفته. چون داره به خدا میگه اون چیزی که تو میگی درست نیست و من قبول ندارم.

چاشنی عاطفه در قالب ذکر مصیبت

 اگر بناست مکتبِ امام حسین (علیه‌السلام) احیاء بشود، «ذکرِ مصیبتِ» امام حسین هم ضرورت دارد.

این دستوری است که ائمۀ اطهار به ما داده‌اند و این دستور، فلسفه‌ای دارد و آن، عبارت از این‌ است هر مکتبی، اگر «چاشنیِ عاطفی» نداشته باشد و تنها، مکتبی از جنسِ «عقل» و «فکر» باشد، «نفوذِ روحیِ آنچنانی» ندارد و ازاین‌رو، امکانِ چندانی برای «بقاء» ندارد، ولی اگر یک مکتب، «چاشنیِ عاطفی» داشته باشد، این عاطفه به آن «حرارت» می‌دهد.

آری، معنا و فلسفۀ یک مکتب، آن مکتب را «منطقی» می‌کند، و از این‌ جهت، مکتبِ امام حسین، «منطق» دارد و درس است و باید از آن آموخت، امّا اگر این مکتب را فقط به‌صورتِ یک «مکتبِ فکری» بازگو کنیم، «حرارت» و «جوشش» از آن گرفته می‌شود و کهنه می‌گردد.

پس توصیه که باید برای همیشه، «چاشنیِ عاطفه» را در قالبِ «ذکرِ مصیبتِ» امام حسین را حفظ کرد، نظرِ «بسیار عمیق» و «دوراندیشیِ فوق‌العاده عجیب و معصومانه»‌ای بوده است.

سیری در سیرۀ نبوی، ص ۵۴-۵۵

نامه چارلی چاپلین به دخترش

دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند … برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست…

 

دوست ندارم به ملاقات من سر مزار بیاید...