
کو گوش شنوایی!
پنجشنبه 96/04/15
وقتي در کودکي دبستان مي رفتم اين شعر در کتاب درسي ما بود:
به علي گفت مادرش روزي
که بترس و کنار حوض مرو
رفت و افتاد ناگهان در حوض
بچه جان حرف مادرت بشنو!
بله از کودکي همه شنيده ايم که حرف شنوي از بزرگترها و با تجربه ترها و افراد دلسوز و آگاه، امري مهم و سرنوشت ساز است و بارها هم تجربه کرده ايم و ديده ايم که بعد از مواجهه با يک شکست يا ناکامي و بعد از خسارت ديدن و اذيت شدن با تأسف مي گويند:
“به من گفتندها!! ولي گوش نکردم!”
واقعا چرا حرف حساب را گوش نکنيم؟ چه چيزي مانع حرف شنوي مي شود؟ شايد يکي از اين ضعف ها عامل اين مسأله باشد:
1- غرور ، ميگويم مي خواهيد به من ياد بدهيد مگر من بچه ام؟
2- علاقه شديد به يک کار يا يک شيء باعث مي شود براي رسيدن به آن هيچ حرفي را گوش نکنم.
3- احساس کوچک شدن و از دست دادن موقعيت. با خود مي گويم اگر حرف آنها را گوش کنم من شخصيت خود را از دست مي دهم پس محکم سر حرف خود باشم و کاري را که تصميم گرفته ام انجام دهم.
4- ترس از دخالت ديگران که اگر گوش کنم، باز هم پشت سرهم به من دستور دهند.
5- اعتبار قائل نبودن براي گوينده تذکر.
اما وقتي دقت کنيم مي توانيم با توجه و رعايت به 5 نکته از 5 عامل فوق جلوگيري کنيم:
1- غرور را کنار بگذارم و بدانم هرچه دارم امانت الهي است و بين بندگان خدا تفاوتي نيست مگر به کمالات و ارزشها که همين حرف شنوي در مقابل تذکرات درست و بجا خودش يک ارزش است.
2- هرچقدر به کاري يا چيزي علاقه دارم اما بيشتر از آن به سعادت و خير خودم علاقه داشته باشم.
3- حق پذيري نه تنها انسان را کوچک نمي کند بلکه باعث عزت و ارزشمندي بيشتر مي شود.
4- اگر توصيه هاي درست ديگران را بشنويم و از پذيرش تذکرات غلط با ادب و بيان خوب، عذرخواهي کنيم هم از خير و برکت حرف شنوي بهره برده و هم از دخالت بيجا پيشگيري نموده ايم.
5- حرف حساب را از هرکسي بايد قبول کرد هرچند گوينده فرد معتبري نباشد.
حرف شنوي و پذيرش نصيحت هاي صحيح و خيرخواهانه، توصيه قرآن کريم است که در آيه 21 سوره انفال مي فرمايد:
“همانند کساني نباشيد که گفتند شنيديم ولي در حقيقت نمي شنيدند”
يعني مبادا به زبان بگوييد چشم ولي در عمل، کارخودتان را بکنيد. پس تلاش کنيم در مقابل تذکرات مفيد حتما حرف شِنو باشيم.
نرم افزار قرآنی حبل المتین

ميوه دادن درخت سدر
چهارشنبه 96/04/14
شيخ مفيد در ارشاد نقل مي كند : زماني كه حضرت جواد علیه السلام با همسرش ام الفضل از بغداد به مدينه مراجعت كرد، به كوفه كه رسيد مردم او را مشايعت كردند ، هنگام غروب در خانه مسيب فرود آمد و به مسجد وارد شد .
در صحن مسجد درخت سدري قرار داشت كه هنوز ميوه آن به بار ننشسته بود، امام كوزه آبي خواست و در پاي آن درخت سدر وضو گرفت و نماز مغرب را با مردم اقامه كرد .امام در ركعت نخست سوره حمد و اذا جاءنصرالله و در ركعت دوم حمد و قل هو الله را خواند. پيش از ركوع قنوت گرفت. پس ازخواندن ركعت سوم تشهد و سلام داد . پس از نماز مدتي در حال نشسته مشغول تعقيبات و ذكر شد، سپس بلند شد و چهار ركعت نماز نافله مغرب را به جاي آورد و تعقيب خواند و دو سجده شكر به جاي آورد و ازمسجد خارج شد. امام جواد علیه السلام هنگامي كه به كنار درخت سدر رسيد، مردم متوجه شدند كه آن درخت به بار نشسته و ميوه داده است. از اين جريان شگفت زده شدند و از ميوه آن خوردند در حالي كه ميوه هاي سدر هسته نداشت آنگاه حضرت را براي وداع بدرقه كردند.
نرم افزار زندگی امام جواد علیه السلام
موسوعة الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص246- الارشاد ،ص323- كشف الغمة ،ج2،ص358 - بحار الانوار ،ج83 ،ص100- وسائل الشيعة ،ج6 ،ص 490 - مدينة معاجز،چ7،ص357

خشك شدن دست نوازنده
یکشنبه 96/04/11
محمد بن ريان نقل مي كند : مامون براي رسيدن به هدفش (بدنام كردن حضرت امام جواد علیه السلام نيرنگي را در خصوص امام جواد علیه السلام كار برد اما هيچ كدام از آنها براي وي سودي نداشت .
به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد علیه السلام ، صد كنيز زيبا را انتخاب كرد كه هر يك جامي پر از گوهر درخشان در دست داشتند .مامون به كنيزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جايگاه دامادي به استقبال وي رفته و به او خوشامد گويند .كنيزكان به سوي حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولي امام هيچ التفاتي به آنها نكرد .
در دربار مامون مردي به نام مخارق كه ريشي بلند وصوتي خوش داشت و عود مي نواخت وجود داشت . وي به مامون گفت من توان آنرا دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملي سازم .
از اينرو در مقابل امام جواد علیه السلام نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كساني كه در آنجا حضور داشتند گرد مخارق حلقه زدند. هنگاميكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خواني كرد، امام جواد علیه السلام مبارك خود را متوجه او كرد و بر وي نهيب زد و فرمود: “اتق الله يا ذالعثنون ” از خدا بترس اي ريش بلند . دست مخارق از حركت ايستاد ، عود از دستش افتاد و ديگر هرگز نتوانست عود بنوازد.
روزي مامون از بلايي كه بر سر مخارق آمده بود از وي سئوال كرد . مخارق پاسخ داد چون امام جواد علیه السلام بر من نهيب زد چنان ترسي از هيبت او بر من مستولي شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نيافت .
♡نرم افزار کامل زندگی امام جواد علیه السلام الكافي ،ج1،ص 494 - اثبات الهداة ،ج3 ،ص332 - مدينة المعاجز ،ج7 ،ص 303 - حلية الابرار ،ج4،ص565 - الوافي ،ج3،ص 828 - المناقب ،ج4 ،ص396 - البحار ،ج50،ص61

شش نکته کاربردی در ارتباط با فرزندان
شنبه 96/04/10
قرآن کريم که سراسر درسِ زندگي است در ابتداي سوره مبارکه يوسف با بيان مختصري از رابطه پيامبر بزرگ الهي حضرت يعقوب با فرزندش يوسف درسهاي متعددي را در ارتباط والدين با فرزندان به ما مي آموزد که به 6 مورد آن اشاره مي نماييم:
1- رابطه صميمانه
از مهمترين نکته ها در ارتباط والدين با فرزندان رابطه صميمانه است بگونه اي که فرزندان احساس بيگانگي ننمايند و بتوانند راحت با پدر و مادر ارتباط برقرار کنند و در نتيجه مسائل خود را با آنان در ميان بگذارند. اين رابطه صميمانه است که مي تواند از بسياري از خطرها جلوگيري نموده و فرزندان را از گرايش به بيگانگان باز دارد.
2-آگاهي از روحيات فرزندان
حضرت يعقوب کاملا يوسف و برادرش بنيامين و ساير فرزندان خود را مي شناخت اگر پدر و مادر روحيات فرزند خود را بدانند به خوبي مي توانند در هر شرايطي برخوردي مناسب با روحيه آنها داشته باشند و آنها را از خطرات نجات دهند و به ارزشها تشويق نمايند.
3-اظهار محبت به فرزندان
عبارتي که قرآن کريم از برخورد حضرت يعقوب با فرزندش يوسف و بعد هم با ساير فرزندانش بيان مي کند، حاکي از محبت و اظهار محبت است. از نکته هاي مهمي که بايد والدين غافل نشوند اين است که دوست داشتن خود به فرزندان را اظهار کنند که اين اظهار ممکن است با زبان و يا با رفتار باشد ولي تکرار اين اظهار محبت امري است ضروري و در حفظ فرزندان و جذب آنها به خانواده، نقش بسزايي دارد.
4-آموزش
والدين بايد به روشهاي مختلفي، فرزندان خود را از مسائل اعتقادي، از شرايط محيط، از خطرها و از دوست و دشمن آگاه نمايند. گاهي با بيان صريح، گاهي با نقل داستان، گاهي با نقل از بزرگان و نکته هايي که از آنها يادآوري مي نمايند همانطور که حضرت يعقوب عليه السلام فرزندش يوسف را آموزش داد که چگونه با برادران خود برخورد نمايد و چگونه از خطرهاي احتمالي پيشگيري کند.
5-گوش سپردن به سخنان فرزندان
هنگامي که والدين با حوصله به سخنان فرزندانشان گوش دهند و براي آنها وقتي را اختصاص دهند، فرزندان تشويق مي شوند که اتفاقات اطراف خود را براي والدين بگويند و برخوردهايي که با دوستان و غيردوستان دارند براي پدر و مادر بازگو نمايند و در اين گوش کردنهاست که والدين مي توانند نقطه هاي قدرت و ضعف را شناسايي و فرزندان خود را به موقع راهنمايي کنند که حضرت يعقوب عليه السلام بر اين جريان هم با کمال آرامش خاطر به سخنان فرزندش گوش کرد و رهنمودهاي لازم را به او آموخت.
6-تلاش براي اصلاح روابط فرزندان
از برنامه هايي که بايد پدر و مادر به آن توجه داشته باشند اين است که با تدبير لازم فرزندان خود را با يکديگر علاقه مند کنند و اگر فرزندي نسبت به فرزند ديگر بدخواهي داشت با تدبير از آن پيش گيري نمايند. اگرچه حضرت يعقوب موفق بر اين کار نشدند اما تلاش خود را براي اصلاح رابطه برادران با يوسف و يوسف با برادران انجام دادند.
مهم اين است که پدر و مادر در انجام وظيفه خود کوتاهي ننمايند. بنابراين همواره بايد به روابط فرزندان دقت کنند و به اصلاح آن همت بگمارند.
نرم افزار حبل المتين

حدیث_مهدوی
جمعه 96/04/09
امام محمد باقر علیه السلام
«يا ابا حمزة! لا يقوم القائم الا علي خوف و زلزال و فتنة و بلاء يصيب الناس، و طاعون قبل ذلک و سيف قاطع بين العرب، و اختلاف شديد بين الناس و تشتيت و تشتت في دينهم و تغير من حالهم، حتي يتمن المتمني الموت صباحا و مساءا من عظم ما يري من کأب الناس و اکل بعضهم بعضا و خروجه اذا خرج، عند اليأس و القنوط. فياطوبي لمن ادرکه و کان من انصاره و الويل کل الويل لمن خالفه امره و کان من اعدائه».
«اي ابا حمزه! قائم ما (عجل الله فرجه) قيام نمي کند مگر پس از ترس شديد، اضطرابها، نگرانيها، فتنه ها و بلاهايي که بر مردم وارد شود. و پيش از آن فتنه ها طاعون شايع شود و شمشير در ميان عربها حاکم گردد و اختلاف و پراکندگي در دين و دگرگوني در اوضاع پديد آيد. انسان به قدري شاهد گرفتاري مردم مي شود که هر صبح و شام از خدا مرگ خويش را درخواست و آرزو مي کند. پس از يک چنين يأس و نوميدي او ظاهر مي شود. خوشا به حال کسي که او را درک کند و به ياري او برخيزد. واي به حال کسي که با او مخالفت کند و اوامر او را نپذيرد و با او به دشمني برخيزد».
بشارة الاسلام/ ص105